السيد الطباطبائي
47
مجموعه رسائل ( فارسى )
حديث سى و دوم از باب نهم ، در زمينه عدم امكان شناخت كنه خداوند است . علامه مجلسى در پايان بيان خود راجع به حديث مزبور مىنويسد : خلاصهء پاسخ امام عليه السلام اين است كه ذات خداوند متعال براى ديگران معقول نيست و وجود او داراى حد نمىباشد ، ليكن مفهوم شىء بر وجود خدا صدق مىكند و مع ذلك هر تصورى از اشياء كه در ذهن ما بيايد خداوند آنگونه نيست ، چون هر چه در وهم و ذهن ما بگنجد صورتهاى ادراكى و ذهنى آنها ، كيفيت نفسانى و اعراض قائم به ذهن است و اين معانى ، كلياتى هستند قابل اشتراك و انقسام . پس خداوند مثل اشياء نيست . استاد طباطبائى در تكلمهاى بر اين بيان نگاشته است : اين خبر و نظاير آن درباره توحيد از اخبار گرانقدرى است كه از معادن علم و حكمت به دست ما رسيده است و بيان مصنف كتاب ( مجلسى ) از چندين مقدمه كلامى و فلسفى عاميانه تأليف شده و براى توضيح كامل مطلب ، كافى و وافى نيست هر چند كه به كلى از حقيقت دور نيست و براى بيان مغز مطلب ، مقامى ديگر لازم است . « 1 » حديث چهل و چهارم از باب سيزدهم ، در ازليت وجود خداوند متعال است . علامه مجلسى ، ابتدا كلامى از شيخ صدوق در تفسير برخى از فقرات حديث نقل كرده و سپس خود بيانى براى توضيح جملات و كلمات وارد در حديث ، آورده است . استاد در رابطه با كلام شيخ صدوق و بيان علامه مجلسى ، فرموده است : نه كلام شيخ صدوق و نه بيان مرحوم مصنف هيچكدام منطبق بر فقرات حديث نمىباشند . آنچه از روايات وارده با اين زبان آشكار مىشود آن است كه مراد از جملهء : « ليس شيء غيره » آن است كه شىء حقيقى و وجود واقعى خداوند است ، چنانكه فقرات بعدى
--> ( 1 ) . همان ، ص 267 . .